تبلیغات
یاالثـــارات الحـــــســـــیــــن - عنایات معصومین
 
 
 
عنایات معصومین


http://tourism.shahrmajazi.com/uploadedfile/1287172971_jamkaran.jpg

سعید در خانواده اهل سنت و حنفی مذهب درسال 1360 در زاهدان متولد می شود .یک روز تو كارواشی كه كار میكرده پاش سر میخوره و از چاه آویزان میشه .طوریكه پاهاش بصورت باز به طرفین گیر كرده و فشار زیادی به لگن و بدنش وارد میشه. میارنش بیرون و تا یك مدت طولانی درد میكشه. میگفتن كه خوب میشه ولی این مسئله به یك بیماری لاعلاج بدل میشه. هر روز مریضیش بیشتر شده و بدن او ورم میكنه و لاغر میشه طوریكه نمیتونسته راه بره. شكمش میاد بالا و پر از غده میشه.گلویش میگیره و پاش كج میشه. به دكتر مراجعه میكنند نتوا نستند بفهمند كه چه بیماری داره. میفرستنش تهران. پیش دكترهای مختلف وبیمارستانهای متعدد می روند . تشخیص میدند كه سرطان بدخیمی داردوتومور استخوانی از نوع ماده در لگن خاصره می باشد . غده های از پاش بیرون می آوردند و درمانهای مختلف میشه ولی پای راستش از چپش كوتاهتر میشه. تمام بدن مملو ازغده می شود . شیمی درمانی می كنند ولی دوباره عود میكنه و باز هم شیمی درمانی می شود. موهایش میریزه و غذا هم نمی تونسته بخوره. سعید خوب شدنی نبود. سعید زمین گیر شد و توان راه رفتن ازش گرفته میشه. دكترا جوابش كردن. قطع امید كامل. قرار بود زندگیشونو بفروشن و حتی اگه شده خارج از كشور درمان بشه. مادرش تصمیم گرفت كه سعید رو ببره مشهد و دخیل امام رضا(ع) بشه . ولی بعد در بیمارستان امام خمینی تهران مجددا بستری میشه. یه شب كه مادرش خیلی گریه میكرده و نماز میخونده كنار تخت سعید یكی از پرستارها ی بیمارستان بهش میگه: جمكران. مادر میره پیش رئیس بیمارستان. بهش میگه: جمكران چیه؟ هرچی هست جمكران بمن بده. اگه قرصه، اگه شربته، اگه پوشیدنیه، اگه نوشیدنیه... من جمكران میخوام. سعید رو با آمبولانس میبرن جمكران. اونجا یه اتاق میگیرن (اتاق شماره 7). مادر از خدا میخواد كه روسفید بشه و شفابگیره. آبان سال 1372 بود و شب شهادت حضرت فاطمه (س).سعید میگه: خوابیدم بین خواب و بیداری دو نفر اومدن توی اتاقم یه خانوم و یه آقا. با هم عربی حرف میزدن. من به اونا اعتنایی نكردم. آقا كنارم نشست و سلام كرد. پتو رو از روی سرم برداشتم و از روی اجبار جواب دادم. آقا به نظرم آشنا اومد. خانم روبند و چادر سیاه داشت. چند دقیقه ای با هم صحبت كردیم راجع به یه موضوعی و با زبان عربی در صورتی كه من عربی اصلا بلد نبودم . ولی زبانشان را میفهمیدم. اون خانم خودشو معرفی كرد و گفت:فاطمه زهراست(س) و گفت كه چون مادرت خیلی گریه و التماس میكنه من سفارش شمارو به فرزندم مهدی (عج) كردم. آقا اونو شفا میده و بهش میگه كه شما عمر زیادی نخواهی داشت.و در حرم حضرت رضا(ع) دفن خواهی شد. بعد از رفتن این بزرگواران سعید پامیشه. مثه یه آدم سالم شروع میكنه به راه رفتن. سعید شفا یافت.به خانواده اش گفته بود كه من سه سال بیشتر مهمان شما نیستم. بعد از شفا گرفتن سعید وارد مدرسه علمیه میشه تا درس حوزوی بخونه. ..بعدا توسط یك وهابی کور دل مسموم و در سال 1375به شهادت میرسد. قبرش حرم حضرت امام رضا(ع) صحن جمهوری اسلامی بلوك 93 می باشد

http://mostafa312.persiangig.com/image/qrcq9hx86anmhv77208c.jpg



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : داستانی عبرت انگیز-جمکران-شیعه شدن یک سنی-شفای مریضص-
ن : سید علی
ت : پنجشنبه 10 مرداد 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
BHW جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:52 ب.ظ
Hello terrific website! Does running a blog similar to this require a large amount of work?
I have virtually no expertise in computer programming however I had
been hoping to start my own blog soon. Anyway, if you have
any recommendations or tips for new blog owners please share.
I know this is off topic however I simply had to
ask. Thanks a lot!
fereshteh یکشنبه 13 بهمن 1392 02:56 ب.ظ
درود و رحمت خداوند به این نظر کرده معصومش حضرت مهدی و مادرشون حضرت فاطمه (س) - چقدر تکان دهنده - الاهی بمیرم - حال خوش و هم عجیبی بهم دست داد - از ثبت مطلب بسیار زیباتون ممنون
Mohammad چهارشنبه 20 شهریور 1392 07:34 ب.ظ
sallam webloget a'lie
eyval
omidvaram hamishe moafagh bashi dadash
ya Ali
Khoda negahdar ...
سید علی پاسخ داد:
ممنونم که امدید ونظر دادید انشالله یاوران مهدی موعود باشیم
هم اتاقی سه شنبه 5 شهریور 1392 11:54 ق.ظ
خیلی عالی بود داستانت
karim جمعه 25 مرداد 1392 10:45 ب.ظ
خوب بودولی مطالب را زیاد کن مخصوصا ورزشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.